عباس اقبال آشتيانى

173

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

غضب و تكبر ملك‌دارى بر منگو خان مستولى شد و ضبط و تصرف پادشاهى او را بلفظ عجز و ضعف ياد كرد منگو خان گفت قاضى در مملكت ما چه عجز مشاهده كرده است كه از اين جنس كلمات موحش بر زبان مىراند . قاضى شمس الدّين گفت عجز بزرگتر از اين چه باشد كه جماعت ملاحده قلعه‌اى چند را پناه ساخته‌اند و دين آن جماعت بر خلاف دين ترسائى و خلاف دين مسلمانى و مغلى است . به مال شما را غرور مىدهند و منتظر آنكه اگر دولت شما اندكى فتور پذيرد آن جماعت از ميان كوهها و آن قلاع خروج كنند و باقىماندگان اهل اسلام را براندازند و از مسلمانى نشان نگذارند . اين معنى خاطر منگو خان را باعث و محرّض آمد بر قمع قلاع ملحدستان و قهستان و الموت . » علاوه بر اين امر اسماعيليه كه در عهد چنگيز از در اطاعت نسبت به مغول در آمده و جلال الدين حسن پيشواى ايشان قبل از هريك از امراى ايران فرمان چنگيز را پذيرفته بود و در عهد جلال الدين منكبرنى هم بطريق غير مستقيم اسباب پيشرفت كار مغول شده بودند در اين تاريخ از جادهء فرمان‌بردارى منحرف گرديده و در يكى از حملاتى هم كه مغول بقلاع ايشان كرده يك نفر از سران آن قوم را بقتل آورده بودند . با وجود تاخت‌وتازهاى جرماغون و بايجو در حدود عراق و چند بار زدوخورد با قشون خليفهء بغداد مغول بتسخير دار الخلافه و يا لااقل بمطيع ساختن خليفه موفق نيامده بلكه شكست نيز يافته بودند و اين قضيه هم بر خان مغول و سران سپاهى او سخت گران آمد چنان كه بايجو از خليفه المستعصم باللّه پيش منگو قاآن شكايت كرد و در دفع او يارى طلبيد . بنابراين مقدمات منگو قاآن تصميم گرفت كه لشكرى فراوان به ايران روانه دارد تا از يك طرف ملاحدهء اسماعيلى را دفع كنند و از طرفى ديگر خليفه بغداد را از ميان برداشته راه تسخير ممالك شام و مصر را باز نمايند . منگو قاآن بعد از مشورت با سران مغول برادر كوچكتر خود هولاگو را كه در اين تاريخ بيش از سى و شش سال نداشت نامزد اين مأموريت مهم نمود و امر داد كه با 120000 نفر از سپاهيان زبدهء چنگيزى و جمعى از شاهزادگان و امراى بزرگ تاتار به طرف ايران حركت كند و از كنار شط جيحون تا اقصى بلاد مصر را تحت امر مغول بياورد . هولاگو در